رفتن به نوشته‌ها

کارگاه نیازسنجی دبیرستان سخن

هدف: شناخت نیازها و دغدغه‌های دانش‌اموزان توسط خودشان، اولویت‌بندی آن‌ها و تلاش برای تفکر و بحث درباره مسئله با اولویت بالا
توضیح: این کارگا‌ه با تکنیک مشارکتی برای بهره بردن از توانایی ذهنی دانش‌آموزان و کمک گرفتن از تجربه‌ی خودشان در اعلام نیازهایشان برگزار شد. کارگاه‌ها توسط 3 تسهیلگر، در چهار روز و جمعا برای 6 کلاس دبیرستان در مقاطع مختلف دهم، سوم انسانی و ریاضی و تجربی و چهارم تجربی و ریاضی برگزار شد. زمان هر کارگاه، 4 ساعت بود و جمعا حدود 120 دانش‌آموز در آن شرکت داشتند.
نکات قابل تامل درباره کلیت این تجربه مشاکتی:
– لذت بردن بچه‌ها از کار به دلیل آنکه می‌گفتند یک کار فکری توام با شادی بود در صورتی که درک و تجربه‌شان از کار فکری، همیشه با یک جدیت و خشکی بوده است.
– برخی می‌گفتند خوش گذشت ولی چیزی به دانشمان اضافه نکردید. طبق عادت، منتظر بودند که همیشه دیگرانی برایشان محتوای سنگینی را آماده کرده باشند و ارائه دهند و این‌ها به دشواری آن را بیاموزند تا حس کنند چیزی یاد گرفته‌اند. دانش از نظر آن‌ها امری بود که اولا در اختیار دیگری بود و دوما فاصله زیادی با زندگی روزمره داشت.
– درک بچه‌ها از ساختار جالب‌توجه بود. اینکه می‎‌دیدند برخی مسائل شخصی‌شان را دیگران هم دارند برایشان عجیب بود و می‌گفتند این موضوع، آرام‌ترشان کرده است. مسائل را عموما فارغ از ریشه‌های ساختاری و عمومیش درک می‌کردند.
– بچه‌ها از اینکه درگیر مسائلی از نوع هم‌کلاسی‌هایشان نیستند هم ابزار خوشحالی کردند.
– درکشان از هم تغییر می‌کرد، شاگرد زرنگ کلاس، لزوما قدرت تحلیل خوبی نداشت، نقاشی و کار گروهی را خوب نمی‌دانست و فرد ساکت و منزوی و تازه‌واردشان در این حوزه‌ها خیلی قوی بود. به درک دیگری از هم رسیده بودند.
– خیلی چیزها را درباره یکدیگر، خانواده، مهارت‌ها و… نمی‌دانستند که در این تجربه فهمیدند.
– تفاوت‌های رشته‌ای بسیار محسوس بود. بچه‌های انسانی، انسجام بیشتری داشتند و قدرت تحلیل و کار جمعی‌شان خیلی بالاتر بود.
– حرف زدن در جمع و ارائه نتایج کار گروهشان را دوست داشتند.
– گرچه پوستی‌های خروجی تیم خود را دوست داشتند اما خیلی‌ها از لباس مدرسه بدشان می‌آمد و نمی‌خواستند در تیپ مدرسه از آن‌ها عکس گرفته شود.
– چون گروه‌بندی‌ها از بیرون و تصادفا انجام می‌شد، تجربه کار کردن با کسانی را داشتند که قبلا خیلی به هم نزدیک نمی‌شدند. یا تجربه همگروهی شدن با بچه‌هایی از رشته‌های دیگر که پیشتر، تعاملی نداشتند.
– بچه‌ها درکی از یک کلیت انتزاعی به نام جامعه دارند که خیلی سیاه و ناامن و غیرقابل اعتماد است و همه چیز تقصیر اوست. ترس از جامعه و دیگری و حاضر شدن به تنهایی در آن زیاد است که با توجه به سنشان کمی عجیب است. (ترس از پلیس، پسرها و مردها، اسیدپاشی، کارگران افغانی، دزدیده شدن، تجاوز، قضاوت شدن و…) چندان نمی‌توانستند مسائل را کنشی، تفسیر و نقش خودشان را تحلیل کنند.
– مسائل بسیاری با خانواده‌هایشان داشتند و اینکه به شیوه‌های مختلفی، زندگی و آینده آن‌ها تحت فشار خواسته و ناخواسته خانواده‌هایشان است.
– شدیدا از مدرسه آمدن و درس خواندن، خسته بودند. از خستگی و بی‌خوابی و ترس و ناامیدی و اضطراب و… گله می‌کردند.
– تفاوت تفکر مفهومی با بیان مصداقی را درک کردند. اینکه در اکثر اوقات بر سر مفاهیم اختلافی وجود ندارد و وقتی مفهومی و کلی صحبت کنند، مخاطبشان را نمی‌توانند به عمق مساله آشنا کنند، با کمک مصادیق عینی است که می‌توان نظر شخصی را بیان کرد.
– به دانش‌آموزان گفته شد که کارگاه امروز، شیوه‌ای از تفکر است که در زندگی روزمره هم به‌کار می‌آید، مثلا می‌توان از ماتریس زوجی برای انتخاب یک اولویت در زندگی استفاده کرد و یا با تکنیک بارش فکری ابعاد مختلف یک موضوع را با کمک دیگران مطرح کرد.
– مسائل مربوط به درس و کنکور در دانش‌آموزان سال چهارم بیشتر از مقاطع دیگر مطرح شد، اما در میان آنها هم اولویت اول ذهنی را کسب نکرد.
– هر چه از سال‌های پایین‌تر به سال‌های بالاتر دبیرستان پیش می‌رویم، ذهنیت کلیشه‌ای بیشتری وجود دارد. دانش‌آموزان مقطع دهم ذهنیت کمتر قالب‌خورده‌ای داشتند.
پیشنهادات:
هدف از برگزاری این کارگاه، برجسته کردن اولویت‌هایی است که دانش‌آموزان را در شرایط کنونی درگیر کرده است. از این پس با آگاهی بهتری می‌توان برای آنها برنامه‌ریزی کرد و پیشنهاد این انجمن برگزاری کارگاه‌های تخصصی مبتنی بر اولویت‌های خود دانش‌آموزان با شیوه‌ی مشارکتی است. چرا که این دانش‌آموزان به زودی به شکلی گسترده‌تر وارد جامعه می‌شوند و می‌بایست شیوه‌ی تفکر به مسائل خودشان را فرا بگیرند.
در پایان هر کارگاه از بچه‌ها خواسته شد که نظرات، پیشنهاد و انتقاداتشان را نسبت به نحوه‌ی برگزاری کارگاه و محتوای آن بنویسند. از بین تمام یادداشت‌هایی که به دست تسهیلگران رسید، تنها تعداد بسیار اندکی نگاه انتقادی داشتند و یا پیشنهادی برای کارگاه ارائه کردند، دیگران یا از نوشتن یادداشت امنتاع کردند و یا فقط از برگزاری آن تشکر کرده بودند. این امر نشان می‌دهد که دانش‌آموزان توانایی تحلیل ضعیفی دارند که می‌تواند در کارگاه‌های بعدی برای پیشرفت آن برنامه‌ریزی کرد.

منتشر شده در رویدادها

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *